پریخانم شهریار (شاعر کوهمره ۱۲۱۰ الی ۱۲۲۰ هجری شمسی )

انجمن ادبی کوهمره

از آنجا که قوم کوهمره سرخی همیشه در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نقش بسزایی با اقوام همجوار و حکومتها ایفا می نموده است در عرصه های فرهنگی نیز مستثنی بوده است. و بویژه این قوم در پهنه ی کهن بوم ایران در بُعد ادب و ادبیات، شعر و شاعری نیز سهم قابل توجهی بخصوص زنان در سرودن شعر داشته اند.
و اهمیت موضوع در این است همانگونه در روزگاران گذشته در ایلات و اقوام بدلایل دخالت زنان در عرصه های اجتماعی را امری شرم آور و غیر قابل تحمل میدانسته اند گرچه این قوم مجالی به زنان جهت دخالت در عرصه ادبیات نمی داده اند.
در اینجا شما را با زندگانی نخستین زن شاعره کوهمره سرخی آشنا خواهیم نمود.

در سالهای ( ۱۲۱۰ الی ۱۲۲۰ هجری شمسی ) از طایفه جبار زار « جوار زار» که یکی از شش طوایف اصیل قوم کوهمره سرخی می باشد، دختری با زندگی نیمه کوچندگی و روستایی پا به عرصه هستی نهاد.
این دختر که بعدها به یکی از بانوان شهیر و نامی قوم کوهمره سرخی و بعنوان نخستین بانوی شاعره این قوم لقب و شهرت گرفت، فرزند « شهریار » از طایفه جبارزار می باشد.
راویان و ناقلان قوم کوهمره سرخی چنین بیان می دارند؛ شهریار در اوایل قرن سیزدهم هجری شمسی می زیسته است.
گرایش و ذوق فردی ایشان به دین اسلام و مذهب تشیع و داشتن سواد ملایی، یا « آخوند مکتبی » یا « ملا مکتبی » یا « ناخواند ملا» باعث می شود که کسب مقام ملایی به ملا شهریار جبارزار جز افراد نادر و بارز قوم در زمره باسوادان، در عرصه فرهنگ و ادب در یاد و خاطر اهالی ماندگار گردد.
گویند؛ وی قرآن را از حفظ داشته و در شاهنامه خوانی، حافظ خوانی و داستان‌هایی چون خورشید و فلک ناز و ادعیه نویسی و رهایی افراد قوم از جن زدگی و آل تبحر خاصی داشته و شهره قوم بوده است.
در آن روزگاران عدم سواد در میان اهالی قوم و مکتب خانه های نادر جهت فراگیری سواد ملایی باعث می شود که ملا شهریار جبارزار جز یکی از نادرترین و بارزترین افراد قوم سرخی، که در داشتن سواد ملایی بی نظیر و نسبت به سایر افراد قوم نیز برتری داشته، یاد و ذکر نمود.
روایت است که ملا شهریار به گویش و لهجه کوهمره ای نیز شعر می سروده است که متأسفانه؛ عدم توجه اهالی قوم مذبور بعد از مرگ ایشان، در سالهای بعد، باعث می شود که اشعار شاعران قوم از جمله ملا شهریار به صورت شفاهی سینه به سینه و بصورت نقل و قول که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردیده با گذشت زمان از یادها و خاطرها دور بماند و به دست نسل امروزی نرسد.
یکی از عواملی که هیچ وقت نگذاشته است نام شاعران دیرینه قوم و اشعار آنها در میان اهالی سرخی به تکامل ادبی و فرهنگی معمول زمان خود برسد یا وارد عرصه فرهنگ و ادب آن روزگاران نگردد، زندگی مرارت بار و مشقت بار این قوم و از سوی دیگر توأم با شغل دامداری و کوچندگی و عدم و کمی سواد ملایی باعث می شده است که؛ توجه قابلی و درخور شایانی، به مقوله شعر و شاعری نگردد و گذر زمان، اشعار اینگونه شاعران را به باتلاق فراموشی می سپرده است.
که نمونه بارز آن، آثار شخص ملا شهریار جبارزار که حاوی اشعاری به گویش کوهمره ای بوده است، باعث شده در گذر زمان، آثار این شاعر کوهمره ای از قاعده فراموشی و دور ماندن از یادها و خاطر اهالی، نیز مستثنی نباشد.

روایت است که ملا شهریار جبارزار از یک سو بعلت عدم فرزند ذکور و از سوی دیگر دارای پنج فرزند دختر نیز بوده که غیر از یکی از دخترانش در حین جوانی وفات نموده چهار فرزند دخترش نیز به ازدواج اهالی قوم سرخی درآمده است.
اما در میان دختران ملا شهریار جبارزار می توان به
بانوی گرانقدر و شاعره قوم سرخی پریخانم جبارزار یاد و ذکر نمود.
با آنکه در آن روزگاران کمی سواد ملایی که در میان اهالی حاکم بوده و اهالی قوم دارای سواد اندکی ملایی بوده اند، بعلت علاقه و عشق وافری که ایشان به سواد مکتبی داشته است و از سوی دیگر چون پدرش دارای سواد مکتبی بوده و عدم فرزند ذکور در این خانواده باعث می شود که ملا شهریار توجه خود را نسبت به آموختن سواد ملایی ( مکتبی ) به فرزند دخترش که جز رسومات ناپسند قوم بوده است به دور از چشم اهالی و در خفا به ایشان سواد مکتبی بیاموزد که حاصل تلاشهای بی وقفه ملا شهریار در یاد دادن سواد به دخترش در خفا و از سوی دیگر علاقه و عشق دو چندان پریخانم به یادگیری سواد باعث می شود که ایشان جز بانوان برجسته و حاذق خانواده خود و قوم از پشت پرده خفا بیرون آید و قرآن خوانی و شاهنامه خوانی و غیره را در انظار به رخ سایرین بکشاند.
گویند; در مقام نطق و بیان چنان حاذق و ناطق بوده است که بعلت رسومات بدوی و کهنه آن روزگاران که شعر سرایی و شاهنامه خوانی و قرآن خوانی در میان طبقه دختران قوم، امری اشتباه و مطرود تلقی می شده و تقریبا سبکسرانه می دانسته اند هیچگاه این عوامل بدوی نتوانست ایشان را در امر فعالیتهای فرهنگی و ادبی باز دارد که عزم راسخ و اراده آهنین این بانوی گرامی باعث می شود که اهالی، ایشان را به تمسخر و باب استهزا و بی شرمی و قرینه دانستن به رسومات قوم شاعره قوم را به « پریخانم کلور » یا « پری دیوونه » شهرت و لقب دهند.

میل و رغبت ایشان به سرودن شعر و قریحه شعر گویی ایشان که بصورت ذاتی و طبیعی بیان می دارند وی اشعاری به گویش کوهمره ای می سروده همینک توسط تاریخ پژوهان و تاریخ شناسان قوم سرخی گرد آوری گردیده است.
طبق تحقیقات و پژوهش ها در باب اشعار این شاعره؛ اکثریت اشعار ایشان بر اساس « موضوعات اجتماعی» و دردها و آلام درونی و رخدادهایی که در قوم به وقوع می پیوسته و یا ستمی از سوی کلانتران و کدخدایان قوم بر شخص مظلومی روا می داشته اند می سروده است، که گاها همان اشعار، هم اکنون در قوم سرخی بعنوان کنایه و ضرب المثل و شعر جایگاه ممتاز اجتماعی خویش را یافته و بکار می رود.
بنابر اقوال که به سمع و نظر نگارنده رسیده است ، گویا در میان فرزندان دختر شهریار، قریحه و ذائقه سرودن شعر به همان دخترش، پریخانم شهریار می رسد که هم اکنون اشعار این بانوی گرانقدر بصورت شفاهی و سینه به سینه توسط اهالی سرخی به سمع و نظر امروزیان رسیده است.
بنا بر تحقیقات بعمل آمده نقل است که ایشان در ( دهه ی دوم قرن سیزدهم هجری شمسی ) متولد گردیده و در دهه چهل قرن سیزدهم با شخصی از طایفه جبار زار بنام « محمد صادق جبارزار » ازدواج می نماید که از حاصل این اختلاط و امتزاج فرزندی ذکور متولد می گردد که نامش « محمدی » بوده است.
نقل است; که محمد صادق جبارزار همانند همسر و پدر همسرش سواد ملایی داشته و قرآن را از حفظ داشته است و گویند در وظایف و فرائض شرعی و معنوی، احکام اسلامی را به عرض اهالی قوم می رسانده است. و در پاسخ به سؤالات دینی عالمی محلی و برجسته و متبحر نیز بوده است.
چنین نقل است که؛ محمدی ده سال داشته که پدرش دار فانی را وداع گفته و تا چند سال در نزد مادرش زندگی می نموده تا اینکه در سالهای۱۲۵۲ هجری شمسی شخصی بنام « محمد صادق » از طایفه دهدار یکی از طوایف شش گانه قوم سرخی پریخانم شاعره را به زنی اختیار می نماید که از حاصل ازدواج دوم پریخانم با محمد صادق دهدار دو فرزند پسر بنام های « خدامراد و بمانعلی » و یک دختر بنام « فاطمه خانم » پا به عرصه حیات می گذارند.
نقل است که محمدی فرزند دیگر پریخانم از همسر اولش از طایفه جبارزار نیز همراه مادر در منزل همسر دوم بزرگ شده که بعدها توسط محمد صادق دهدار بعنوان پدر ناتنی ایشان همسری از طایفه ” شَکَره ” ایل سرخی برای محمدی اختیار می نماید.
از حاصل ازدواج محمدی با دختری از طایفه شکره تنها فرزندی ذکور می باشد که نامش محمد صادق بوده که محمد صادق در طایفه جبارزار به اولاد یا بنکوی ” محمدعلی زار ” شهرت دارند محمد صادق نیز دارای فرزندانی بنامهای ( دادالله ، قربان ، حسین ، حسن ، امان و سه دختر) نیز می باشد.
و اما از فرزندان و نوادگان پریخانم شاعره از همسر دومش از طایفه دهدار
می توان به ” دهدار خدامراد ” که دارای فرزندانی بنامهای ( محمدقلی ، امام قلی ، حسین قلی ، علی عباس ، محمدعلی و سه دختر ) اشاره نمود.
و از فرزند دیگرش ” دهدار بمانعلی ” که بعلت از بین رفتن فرزندان و همسرانش نیز دارای چهار همسر در زمانهای متفاوت بوده است که فعلا سه فرزند پسر از ایشان پا به عرصه هستی می گذارند که بنامهای ( کرامت ، خداخواست و ایرج و یک دختر بنام خانم جان ) که خانم جان همسر دهدار ماندنی و مادر فلامرث و کیامرث دهدار ) نیز بوده است.
نگارنده مقاله جناب جهانگیر « جهانشاه » صادقی دهدار بعنوان « نتیجه » محمد صادق دهدار و پریخانم شاعره نیز می باشد.
تنها دختر این شاعره بنام « فاطمه خانم » همسر نایب حاجعلی دهدار و مادر دهدار ماندنی و دهدار دشتی بوده است.
اما وراثت و قریحه شعر سرایی این شاعره نامی نیز می توان در میان فرزندانش دهدار بمانعلی و در میان نوادگانش ” ملا دادالله صادقی جبارزار ” و در میان نبیرگان و نتیجه گانش دکتر ایوب صادقی جبارزار ، خانم زهرا صادقی جبار زار، مراد مرادی دهدار و جهانگیر صادقی دهدار بصورت شعر کلاسیک و نو و محلی کوهمره ای جستجو نمود…..
پریخانم که با اسامی مختلف از جمله « پریخانم شهریار » « پریخانم شاعره » و به گویش محلی « پریخانم شهار » یا « پریخانم شعار » یا « دی پری » « پریخانم کلور » در میان اهالی قوم سرخی یاد می شده است، وفاتش را سالهای 1300 هجری شمسی دانسته اند و آرامگاه این بانوی شاعره در بلوطستان انبوه غربی دشت شوراب کوهمره سرخی در جوار آرامستان امام زاده پیر غیب که در نزدیکی ده سرخی قدیم و ده مله گاله می باشد قرار دارد از ایشان اشعاری کمتر از ۷۰ بیت سینه به سینه توسط کهنسالان و پیران قوم به سمع و نظر نگارنده رسیده است که در نشریات بعدی به سمع و نظر خواهیم آورد و تقدیم به اهالی فرهنگ دوست و ادب نواز کوهمره سرخی خواهیم نمود….

ادامه دارد ….

➖➖➖➖➖➖➖
گردآورنده ؛ جهانگیر صادقی دهدار « تردید »
اسفند ماه / ۱۳۹۸

3.5 2 رای ها
امتیازدهی روی ستاره های زیر کلیک کنید
محسن جبارزاده
آرامشم حاصل تلاشم - انرژی مثبت دوستان و خانواده است هر جا قدمی بر میدارم تغییری مثبت را شروع میکنم . تا هستم مفید خواهم بود . روانشناسی را بهترین رشته دنیا میدونم
2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x