مرضیه جهانخواه معلمی به جنس مهربانی و اقتدار از کوهمره

مرضیه جهانخواه
مرضیه جهانخواه

بسم الله الرحمن الرحیم

مرضیه جهانخواه فرهنگی بازنشسته و پیشکسوت کوهمره  همسر ولی خان غلامی جیحون

مقدمه:
بیوگرافی و شرح حال فرهنگی فرهیخته و پیش کسوت سرکار «خانم مرضیه جهانخواه»
سید احمد ثمین یکی شاعران و صاحب قلم، اهل شهرک جره بالاده کازرون در متنی بانو مرضیه جهانخواه را برای خواننده مخاطب قرار می دهد و او را می ستاید و سپس از افراد این فامیل طبق دلایلی به عنوان شاخص و بزرگ و با استعداد در منطقه کوهمره یاد می نماید. به همین سبب نگارنده طبق اطلاعات حاصله و سلایق نگارشی و شور و شوقی که در شیوه‌ی نگارش خود دارد؛ راجع به طایفهٔ جهانخواه و فامیلهای خویشاوند و وابسته به آن و نیز شرح حال و بیوگرافی خانم مرضیه جهانخواه دست به قلم برده و مطالبی در حد اطلاع و توان ذهنی خود نگارش می نماید.

طایفه و فامیل جهانخواه:

طایفهٔ جهانخواه یکی از طوایف یا تیره های معروف کوهمره و زیر مجموعه‌ای از طایفهٔ کوزرگ بزرگ و قدیم بوده است.
فامیل جهان خواه در کهمره از قدیم تا امروزه دارای اشخاص مستعد و برازنده و شجاع بوده اند و از این نظر در کوهمره معروف بوده اند و هستند. امروزه برخی از بزرگان و پژوهشگران از این فامیل به عنوان یک طایفه مستقل یاد می کنند که روی هم رفته از ساکنان روستای اصلی کره بس تا شیراز نزدیک به دویست و پنجاه الی سیصد خانوار تعداد آنها تخمین زده می شوند. طایفه یا فامیل جهانخواه در گذشته تیره و زیر مجموعه ای از یکی از طوایف مشهور بزرگ کوزرگ موسوم به «طایفه استادی» بوده است. اصل و بنچاق طایفهٔ اصلی جهانخواه یا فامیل جهان خواه به «اولاد صفر سینعلی» مشهورند که نیای اول و دوم (جد و بن جد) این فامیل اصالتأ دودویی تبار بوده‌اند که در زمان ابوالحسن خان شکفتی حاکم وقت کهمره شکفت از دودو کوچ و در محل کوزرگ قدیم که به حالت شهر و مکان آبادی بوده است ساکن می شوند و به همین جهت آنها را کوزرگی خطاب می کنند. به هرحال این طایفه یا فامیل یکی اقوام اصیل و کهن و بومی ساکن در کوهمره بوده و هست. فامیل جهان خواه که به اولاد صفر سینعلی شهرت دارند در حال حاضر شامل چهار گروه یا چهار بنکو می شوند:
«اولاد کا خوبیار بزرگ»، «اولاد صفر جنگسار»، «اولاد ملا خانباز» و «اولاد ملا علی باز». نیای اصلی این چهار اولاد فردی بوده بنام «ملا سلیمان دودویی» و سپس فرزندش «حسینعلی» معروف به «سینعلی» و بعد فرزند حسینعلی معروف به «صفر».! از صفر به بعد اولاد او به اولاد و فامیل «صفر سینعلی» در محافل عمومی شهرت پیدا می کنند. صفر صاحب چند اولاد ذکور بوده است که تنها دو نفر از آنها بنام های «خوبیار بزرگ» و « جانبار» که نسل آنها باقی مانده و ادامه پیدا می کند. فرزندان خوبیار: علی یار، بختیار، قربانعلی، اسفندیار، شهریار، نومدار.
فرزندان جانباز: ملا شهباز و صفر جنگسار.
فرزندان شهباز: خانباز و علی باز.
فرزندان صفر: ملی، کاکاخان، محمد حسن و دونفر دیگر….؟!.
از نسل این فامیل از زمان ملا برفی کلانتر کوهمره به بعد در منطقه افراد بسیار شجاع و جنگجویی ظهور می کنند که زبان زد خاص و عام در منطقه کهمره
می شوند. به همین سبب بسیاری از افراد سرشناس و نترس و شجاع این فامیل در جنگ های منطقه ای، در دسته کشی ها و در دفاع از اموال خود توسط قبایل مهاجم قشقایی و بومی درون منطقه بخاطر غرگی و سمج بودن در نزاع با افراد متخاصم کشته می شوند.
برای نمونه به اسامی برخی از مقتولین اشاره می شود. از فرزندان خوبیار بزرگ: «شهریار»، «اسفندیار» و «نومدار»! توسط افرادی از قشقایی و طایفه سرخی کشته می شوند.
از فرزندان جانباز: ملا شهباز توسط حکومت قاجار سر بریده می شود.
فرزندان صفر دوم: ملی، کاکاخان، محمد حسن و دو تن از نوه های او!.
از فرزندان ملا خانباز: آقاجان کوزرگی توسط سارقان مسلح قشقایی کشته می‌شود.
از فرزندان ملا علی باز: جهان توسط بومیان منطقه کشته می شود.
این اسامی که ذکر گردید همه افراد سرشناس و برازنده بودند و بخاطر شجاعت و غرگی در شور جوانی مقتول شده اند و هرکدام شرح مفصلی دارد. برخی ناکام و بدون وارث از دنیا رفتند و برخی نیز هنگام مرگ نسلی از خود بیادگار گذاشتند. علاوه بر این افراد که مقتول شدند فامیل صفر سینعلی از قدیم تا بحال دارای افراد شاخص و بزرگ و با استعداد فراوانی بوده است. از این فامیل در دوران کلانتری شهباز خان سرخی تا زمان انقلاب پنج نفر به عنوان کدخدا هدایت و سرپرستی طایفه و فامیل جهان خواه و فامیل های وابسته به آن را به عهده داشته‌اند. به ترتیب اسامی کدخداهای رسمی فامیل که مسئولیت را از طرف کلانتران وقت یا دولت به عهده گرفتند ذکر می گردد:
ملا شهباز- ملا آقاخان- ملا محمد جان- مشهدی زیادخان- حاج محمد علی.
۱- اولاد ملا خانباز: ملا شهباز جهانخواه و سپس برادرش ملا آقاخان جهانخواه و بعد از او ملامحمد جان جهانخواه پسر ملا شهباز کدخدایان فامیل و کل قبایل وابسته به آن بودند.
۲- اولاد ملا علی باز: بعد از اولاد ملا خانباز سمت کدخدای کل فامیل را به عهده می گیرند. مشهدی زیادخان و سپس پسرش حاج محمد علی جهانخواه تا زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ شمسی الی تا اوایل سال ۱۳۵۸شمسی کدخدای فامیل بودند.
همهٔ این پنج نفر افراد شاخص و بسیار باسوادی بودند. ملا شهباز اولین فرد با سواد فامیل در دوران قاجاریه و پهلوی اول بوده است. برای اولین بار حکم کدخدایی طایفه را از شهباز خان سرخی کلانتر وقت کوهمره دریافت می نماید.

تبار شناسی مرضیه جهانخواه:

چون برخی مطالب این مقاله بمناسبت شرح حال خانم مرضیه جهانخواه از قلم سید احمد ثمین نگارش گردیده است نگارنده لازم می داند در آغاز یک تبار شناسی از مرضیه خانم جهانخواه ارائه دهد که خواننده سر در گم نگردد. از آنجائی‌که آقای سید احمد ثمین فامیل جهانخواه را مورد لطف و خطاب قرار داده و در باب فرهنگی فرهیخته سرکار خانم مرضیه جهانخواه از اولاد صفر سینعلی قلم‌فرسایی جانانه و بحقی نموده است به همین سبب تبار شناسی خانم مرضیه ذکر می نماید. مرضیه از طایفه جهانخواه، اولاد یا تیره و فامیل صفر سینعلی، از بنکو ملا خانباز، زاد ملا شهباز دوم. براساس تبارشناسی اینگونه معرفی می گردد:
مرضیه فرزند ملا غضنفر فرزند ملا محمد جان کدخدا فرزند ملاشهباز کدخدا فرزند ملا خانباز فرزند ملاشهباز کوزرگی [شهباز مقتول] فرزند ملا جانباز فرزند صفر فرزند حسینعلی دودویی فرزند ملاسلیمان دودویی…
تشابهات اسمی در این اولاد زیاد است.
در این فامیل چهره های فرهیخته از نظر سواد فروان است. بهترین قضات کشور و کهمره و بهترین پزشکان از نظر طبی در این فامیل وجود دارد. برای نمونه چند مورد نام برده می‌شود: قضات معروف آقایان حاج عباس خوبیاری و حاج عبدالرسول جهانخواه.

پدر مرضیه ریش سفید و معتمد محل، پدربزرگ مرضیه کدخدای فامیل و پدر پدربزرگ ایشان هم اولین کدخدای فامیل جهانخواه بوده است.
بیشتر پسرعمه های مرضیه تحصیل کرده هستند. دکتر فرهاد جهانخواه، مهندس عزت الله جهانخواه در بین فامیل در سمت بخشدار و معاون فرماندار و سمت فرماندار خدمت نموده اند.
برادران مرضیه:
برخی از آنها که دارای مشاغل و مناصب هستند.
حاج عبدالرسول جهانخواه قاضی و حقوقدان.
دکتر عبدالخالق جهانخواه هم معلم بوده و هم دارای لیسانس شیمی و در کسوت معلمی ادامه‌ی تحصیل داده و به شغل مقدس پزشکی در رشتهٔ عمومی نائل آمده و اکنون در حال گذراندن دوره تخصصی است . پسرش نیز بنام دکتر رضا جهانخواه پزشک متخصص می باشد. مرضیه خانم برادر جوان دیگری دارد بنام قادر وکیل حقوقی پایه یک دادگستری است. برادر دیگرش بنام حاج عبدالناصر هم از رشته آموزگاری کار خود را شروع و ادامه تحصیل دادند و دبیر مدارس راهنمایی شدند و سپس تحصیلات را ادامه دادند تا به دبیری دبیرستان رسیدند و سپس با ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه راه یافتند . یکی دیگر از برادرانش بنام شاهرضا مهندس ابزار آلات شرکت ها و کارهای ساختمانی است و در عسلویه کارگاه مستقل دارد. چون آقای ثمین از بستگان و نزدیکان مرضیه از نظر استعداد و مشاغل اشاره هایی نموده بود به همین دلیل اطلاعاتی بصورت خلاصه هم از افراد خانواده مرضیه خانم ذکر گردید که دوستان بدانند آقای ثمین بدون دلیل تمجید از مرضیه خانم ننموده است و اطلاعات خوبی داشته و همین باعث نگارش جالب ایشان در معرفی مرضیه خانم شده است.

فامیلهای خویشاوند اولاد صفر سینعلی:

در کره بس کوهمره سرخی چندین گروه و فامیل دیگر به استثنای اولاد صفر سینعلی وجود دارند که اینها هم جزئی از طایفه استادی کوزرگ و به روی هم در حال حاضر جزء طایفه جهان خواه محسوب می‌شوند و این فامیل ها هم کره بسی هستند. متأسفانه جوانان باسواد و با استعداد در این فامیل ها کم نیستند و هنوز تحقیقات جامعی در خصوص بیوگرافی اجداد خود انجام نداده اند. نگارنده در حد اطلاعات مختصر خود یادی هم از این فامیلها می نماید تا انگیزه ای برای جوانان این گروه ها که خویشاوندان نزدیک سببی اولاد صفر سینعلی هستند باشد که باعث گردد دست به کاوش و تحقیق جامع بزنند.

۱- گروه ذوالفقاری معروف به گروه آزاد و و اولاد کا حسینقلی و بستگانش معروف به گروه احمدی و قنبری که بنچاق اصل روستای کره بس هستند و اصل طایفه استادی کره بس که به کوزرگ مهاجرت می کنند اجداد این دو سه فامیل هستند. احمدی ها و ذوالفقاری ها و قنبری ها طبق روایت حاج محمدعلی جهانخواه کره بسی اصیل هستند و باهم عموزاده محسوب می شوند و اصل بنچاق طایفه استادی اجداد این‌ها بوده اند. الحمدلله جوانان با استعداد و تحصیلکرده فراوان دارند و پیوند نزدیکی با اولاد صفر سینعلی دارند. از چهره‌های شاخص این فامیل از نظر فرهنگی می توان به «ملا محمد» معلم مکتبی مشهدی زیادخان کدخدای کره بس اشاره نمود. مشهدی غلامحسن احمدی، علی حسین احمدی، سرگرد رحمت الله قنبری و سرهنگ آزاده کهزاد ذوالفقاری از دیگر چهره‌های شاخص این فامیل از نظر پیش کسوت در تحصیلات می توان نام برد.

۲- گروه شفیعی و فضلی: که اولاد کا نعمت الله و امان الله و کا شکرالله هستند که شامل فامیل های کریمی، شفیعی و فضلی می شود و باهم خویشاوند نزدیک هستند و از جهتی هم پیوند سببی بسیار نزدیکی با چهار گروه اولاد صفر سینعلی دارند. اصل و تبار این فامیل ها کوزرگی اصیل هستند که به خاطر وصلت تابع طایفه استادی و اولاد صفر سینعلی می شوند. از چهره‌های شاخص این فامیل از نظر پیش کسوت در سواد می توان به حاج علیحسین شفیعی اشاره نمود و همچنین مهندس میرزاحسین شفیعی اولین مهندس طایفه جهانخواه اشاره نمود. از دیگر اشخاص مشهور این فامیل از نظر دانش و سواد مهندس رهبر شفیعی، مهندس ابوذر و احسان شفیعی و زمان الله فضلی و مهندس شکرالله و دکتر بهتاش اشاره نمود. یاد شهید محمود شفیعی اولین شهید کره بس و دانش آموز بسیار مستعد دبیرستان عشایری شیراز گرامی باد. در این گروه چندتن از فررندان آنها دارای تحصیلات پزشکی می باشند از جمله دختر مهندس میرزاحسین شفیعی. حاج علیحسین شفیعی فرمود: « طایفه جهانخواه و فامیل کره بس در همه جا معروف هستند. ما در هر کجا باشیم چه در خارج، چه در هر نقطه‌ای از ایران همه کره بسی هستیم و اصالت خود را حفظ می کنیم و به کوزرگی بودن و کره بسی بودن خود افتخار می کنیم…»
اجداد فامیلهای شفیعی و کریمی فردی بنام حسین فرزند «شفیع» یا «شفیعی» بوده است. اجداد گروه فضلی فردی بنام «کا شکرالله» و اجداد فامیل فضلی و شفیعی و کریمی باهم برادر بودند. به هرحال این سه فامیل باهم عموزاده و فرزندان نعمت الله و امان الله و شکرالله به ترتیب از نظر شیر مادری از اقوام نزدیک و سببی اولاد ملا خانباز و ملا علی باز و خوبیار بزرگ معروف به فامیل صفر سینعلی هستند. به هر حال به اصطلاح محلی خواهر زاده این فامیل محسوب می‌شوند. جهت اطلاع نسل جوان این سه فامیل گروه شفیعی، کریمی و فضلی:
مرحوم امان الله معروف به «امانی» داماد اولاد ملا علی باز می باشد. مرحوم نعمت الله معروف به «کا نعمتی» داماد اولاد ملا خانباز است و مرحوم شکرالله معروف به «کا شکرالله» داماد اولاد خوبیار بزرگ می باشد.
در این سه فامیل افراد ناطق و سریع الهجه و سخنور و شجاع اعم از زن و مرد وجود داشته و مشهور هستند که در نوشته‌های دیگری به ذکر نام و یاد آنها اشاره می شود.

۳- گروه ملک حسین که شامل اولاد کا امیر، مشهدی محبعلی هستند که اصالتأ کوزرگی هستند و از قولی اجداد اولیه آنها از دشت ارژن به کوزرگ کوچ می کنند اما برخی از افراد این اولاد این روایت را رد می نمایند این گروه بخاطر وصلت و خویشاوندی با اولاد صفر سینعلی و گروه احمدی جزء فامیل جهان خواه و کره بس می شوند و این گروه شهرت جهانخواه و خوبیاری را برای خود برگزیده اند. از چهره‌های شاخص این گروه در زمینه پیش کسوت در سواد می توان به کربلایی حیات و مشهدی خداقلی و زنده یاد بهروز خوبیاری و زنده یاد محمد حسین (ملک حسین) جهانخواه فرزند مرحوم کا امیر و برادرش محمد افتخار زاده (معروف به سید ملک) اشاره نمود و سپس فرزندان شهید حیدر جهانخواه که اکثرأ مدرک دکترا گرفته اند از جمله سرهنگ نیروی هوایی ارتش زنده یاد دکتر جبار جهانخواه و برادرانش جمال و جلال و نیز برخی دیگر از نوادگان مشهدی محبعلی و کا امیر که در مدارج نظامی و ارگان های دیگر به کار مشغول هستند. یاد چهار چهره جوان و محبوب این فامیل که در بین ما نیستند و به دیدار حق شتافتند و مرگ آنها جانسوز بود فراموش نکنیم: شهید حیدرعلی جهانخواه و فرزند برومندش سرهنگ جبار، جوانان ناکام علی و علمدار جهانخواه….

۴- فامیلهای اقلیت و متفرقه: گروه غفاری و قاسمی کوزرگی و قاسمی رمقانی که غفاری ها اصالتأ جروقی و قاسمی ها کوزرگی و رمقانی هستند بعد به استثنای فامیل رمقانی آن دو فامیل اولی در کوزرگ قدیم بودند و بخاطر وصلت و مراوده با فامیل صفر سینعلی و اهالی کره بس و مشارکت در املاک کشاورزی تابع این طایفه می شوند. اطلاع کاملی از افراد شاخص این فامیل از نظر پیش کسوت در تحصیلات به استثنای جمشید غفاری در دست نیست. اما به ذکر نام شهید ایمان قاسمی رمقانی بسنده می کنیم.
البته طبق اطلاعات جامع مهندس میرزاحسین شفیعی گروهای دیگری هم در گذشته در روستای کره بس ساکن بوده‌اند که کره بسی اصیل محسوب می شده اند که شامل چندین فامیل می شوند. شاید حداقل حدود پنج گروه می باشند که به طور کلی از کره بس کوچ نموده و به شهر شیراز و دیگر روستاهای همجوار مهاجرت نموده اند که نگارنده اطلاعات جامع و دقیقی از آنها در ذهن ندارد، اما در متنی دیگری در خصوص معرفی یکی دیگر از پیشگامان فراگیری دانش و معرفت از فامیل کره بس اشاره ای به نام این گروه های مهاجر کره بس خواهد شد.
به هرحال و بطور کلی فامیلهای یاد شده چه در شهر شیراز و چه در روستای کره بس و هرکجا که هستند کره بسی محسوب می شوند و جزء طایفه جهانخواه و زیر مجموعه‌ای از طایفه بزرگ استادی کوزرگ به حساب می آیند.

بی بی مرضیه جهانخواه کی بوده و کی هست؟!:

متن ذیل از آقای سید احمد ثمین است که در باب مرضیه جهانخواه و طایفه جهانخواه نگارش نموده است:

«کلیپ بسیار زیبا با جملات زیبا همراه با موسیقی متن زیبایی را دیدیم.
ارسال کننده این کلیپ را شاید دوستان نشناسند!.؟
«بی بی مرضیه جهانخواه» کی بوده و کی هست !؟
زنی که در کهمره مدرسه رفت. زمانی که دختران از مدرسه رفتن منع بودند. تنها دانش آموز دختری که دربین پسران یک مدرسه مبصر و چون به ریاضی و فارسی احاطه داشته درنبود معلم تدریس هم می‌کرده و از نخستین زنانی هست که در دانشسرای عشایری باسن و سال خیلی کم پذیرش شد و پس از طی دانشسرا معلم و مدرس شد.
هرچند استعداد وتوان تحصیلات تامدارج عالی را داشته اما مانعش شده بودند که به دانشگاه و مراکز علمی بالاتر برود!.
مرضیه جهانخواه را یکی از خوانین کهمره خواستگاری می کنه و همسر حاج ولی خان غلامی [از طایفه جیحون سرخی] می شود که حاج ولی خان هم آدم مستعد و مردمداری بوده است و برو بیایی داشته و در جاهای مختلفی صاحب نفوذ بوده.
مرضیه جهانخواه علاوه بر کار معلمی و تدریس در مدارس، علاقه وافری به اسب سواری و تیراندازی داشته که در مسابقات متعدد بسیج سپاه در دهه شصت، تیرانداز ممتاز ایل در دو دور مسابقات تیراندازی سیاخ دارنگون و میدان تیر اکبرآباد شیراز می شود و جوایز ارزنده ای به او از طرف سپاه و حائری شیرازی امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در فارس وکهگیلویه اهدا می شود.
این جوایز آغاز تشویق و ادامه کار تیراندازی و اسب سواری ایشان می‌شود. علاقمندی مرضیه به کوه و دشت و صحرا باعث می‌شود که خودش در املاکشان طرح احداث یک باغ زیبا با امکانات مختلف تفریحی را عهده دار شود و خداراشکر هم از ناحیه خودش وهم همسرش که انسان دانا و متمولی بوده، کارهای زیادی را برای یاری رسانی به افراد بی بضاعت و کم بضاعت شروع می کند.
من این تکه از برنامه های دستگیری از خانوارهای مستمند را از دوسه نفر کهمره ای شنیدم که نخست تعجب کردم؛ اما یک روز که گذارم به کشن شیراز افتاد به همه ی برنامه های مساعدت شأن به اقوام و آشنایانشان پی بردم و حتی در موارد مختلف برای عمران و آبادانی و امور فرهنگی مناطق مختلف تلاش های مضاعفی داشته اند.
شوهرشان و فرزندانشان جزء موفق ترین اشخاص هستند.
صاحب انبارها و فروشگاه های مصالح ساختمانی و سنگبری و سنگ شکن هستند و تعداد زیادی از جوانان وافراد بیکار را در کارگاه های مصالح ساختمانی شان مشغول بکار کرده اند
مرضیه بانو دارای چند فرزند که یک پسر و چند دختر خانم هستند و پسر درکنار پدر مدیریت بخشی از کارگاه ها و دفاتر فروش کارخانه راعهده دار است و دختران هم همه پزشک و وکیل و دارای تحصیلات عالی و اشتغال در دادگستری و۔۔۔هستند.
یکی از دخترانش دردانشگاه اوکراین پزشکی گرفته
و اکثراً هم مدیریت مالی دارند.
مرضیه در زمان تحصیلاتش جزو دانش آموزان و دانشجویان ممتاز بوده که در زمینه ریاضیات استاد بوده وذوق ادبی هم دارند.
مرضیه بانو دختر شخصیت بزرگی بوده که برادرانش و یا برادرزاده هایش [و نزدیکانش] اکثراً مسئولیت های اجرایی مختلفی دارند از آموزش و پرورش تا شرکت های گاز و پتروشیمی عسلویه.
مرضیه جهانخواه پس از بازنشستگی به یک مؤسسهٔ خیریه و یا مرجع و حلال مشکلات محل و خویشاوندان تبدیل شده و در تمام امور خیریه مشارکت و حضور چشمگیری دارند.
با خوانین و کلانتر و کدخدایانی که پدرش و پدر شوهرش رفت و آمد داشته اند، اکنون هم فرزندان و نواده گان آنان با ایشان ارتباط تنگاتنگی دارند و خانم خیلی زرنگ وشایسته ای هستند.
خانم جهانخواه چون در دبیرستان و دانشسرای عشایری تحصیل کرده اند و با امام جمعه وقت شیراز هم در بخش بانوان همکاری داشته اند، یک سخنور خوبی هم هستند. دوسه بار پای صحبت های ایشون نشسته ام و متوجه شده ام که اهل مطالعه بوده و اطلاعات عمومیشان قویست.
علاوه بر تیراندازی و اسب سواری و عکاسی و در شعر وشاعری و علاقمندیشان به ادبیات و فرهنگ ایل سرخی یک راننده خوبی هم هستند و چون خیلی ها می گویند خانمها راننده قابلی نیستند وترسو هستند اما خانم جهانخواه ثابت کرده اند که راننده خبره و موفقی هستند.
انشاالله در کتاب یاد یار ودیار ازموفقیت ها و زندگی پربار ایشان بیشتر خواهیم خواند زیرا ایشان در بخش نمایشنامه و تئاتر و اجرای شعر دانشسرا هم پایه ثابت و بازیگر و هنرمندی برجسته بوده اند.
احمد ثمین.»
تمام مطالب استاد سید احمد ثمین عین واقعیت است.

 [مرضیه از دیدگاه معلم خود]:

استاد ملک محمد جهانخواه فرزند مشهدی زیاد خان نسبت فامیلی نزدیکی با مرضیه خانم دارند. به اصطلاح عموزاده به حساب می آیند و هردو از جهتی هم کدخدا زاده هستند. آقای ملک محمد جهانخواه در کره بس و کهمره از نظر دانش و معلومات و نگارش و مقاله نویسی در بین فرهنگیان پیش کسوت از ایشان به عنوان یک ادیب یاد می کنند. زمانی هم در دوران ابتدایی این افتخار را داشته است که دوسال معلم مرضیه خانم بوده است. متن آقای سید احمد ثمین در خصوص مرضیه خانم جهانخواه طرفداران بسیار را به خود جلب نمود و کسی که بیش از همه از متن آقای ثمین استقبال نمود شخص آقای ملک محمد جهانخواه بود. به هرحال قدر مجموعهٔ گل را مرغ سحر داند و بس. در بین ما قشر تحصیلکرده به عنوان خویشاوندان مرضیه هیچکدام پی به مفهوم و تفسیر متن آقای ثمین نبردیم و به راحتی با یک تشویق و تمجید صوری از کنار آن گذشتیم اما ملک محمد جهانخواه با دقت متن آقای ثمین را مطالعه و سپس شرح زیبایی در خصوص مرضیه خانم نگارش نموده اند که در ذیل رؤیت می نمائید.
متن پر مفهوم و بسیار با معنی آقای ملک محمد جهانخواه:
«در ادامه ی شرحی که دوستی در باره فامیل جهانخواه و خانم مرضیه عنوان کرده گرچه حوصله اش نیست قدری کامل کنم.
خانم مرضیه دوسال اخر ابتدایی شاگرد من بود. علی رغم مشکلات عدیده نبود مادر و سایر مسایل دیگر ثابت می کرد که زنان هم در دوران خفقان زن ستیزی می توانند به ترقی و تعالی برسند. البته خانواده عمو غضنفر همگی مستعد بودند. اغلب تحصیلات ابتدایی در کنارشان بودم. استعداد و نبوغ این دختر باعث شد تا من تصمیم بگیرم برای پیشرفت سریعتر با تعویض کارنامه ابتدایی که کاری خطرناک بود با شناسنامه خواهر بزرگتر وارد دانشسرای عشایری بشود و الگویی بشود برای دخترانی که به خاطر فرهنگ غلط آن روز در پستوی خانه ها زندانی می شدند. دوران معلمیش هم عاشق خدمت بود.»
افسوس که مشاغل روزمره و گرفتاری های زمان مانع شد که آقای جهانخواه بزرگ به همین متن مختصر بسنده نمود و فرصت نداشت نوشتهٔ خود را در اوصاف خانم مرضیه؛ کامل مکتوب نماید و درباغ خاطرات خود را در این زمینه بگشاید.!

مصاحبه با مرضیه:

خاطرات آقای ثمین که خواندم و نیز شرح آقای ملک محمد جهانخواه که این دو بزرگوار راجع به مرضیه خانم جهانخواه مطلب نوشته بودند به همین سبب کنجکاو شدم و در این خصوص یک مصاحبه‌ای از راه دور بصورت پرسش و پاسخ از طریق صوتی با مرضیه خانم انجام دادم. حقانیت نوشته‌های دوستان ثابت شد.  افسوس که شناخت استعدادهای افرادی چون مرضیه و امثال ایشان در فامیل عین تعبیر زیبای آقای ملک محمد جهانخواه:
«در این فامیل قابلیتهای شاخص و ممتازی است که شاید هنوز عرصهٔ رشد برایش مهیا نشده و گاهی هم مانند چرخ دنده همدیگر را فرسایش می دهند.».
با پیدایش مدرسه در کوهمره نبوغ استعدادهای این فامیل کم کم آشکار شد و بعداز ظهور انقلاب به اوج خود رسید.

بیوگرافی مرضیه جهانخواه از کلام خودش:

خانم جهانخواه در جواب سؤالات متعدد نگارنده به طرق جداگانه چنین راجع به هر سؤال مصاحبهٔ ما را زینت داده و به مصاحبه کننده اظهار لطف و ارادت نمودند:

«تاریخ تولد اصلی خودم ۴ تیر ۱۳۴۱ است. منتهی چون آن موقع کوچک بودم شناسنامه خواهرم مرصه برای من درست کردند می شود ۸ آبان ۱۳۳۷. این تاریخ تولد مرصه است منتهی دیگر به اسم من است. تولد دقیق من تیر۱۳۴۱ است… عزیزم من شما را به عنوان پسر عموی عزیزم خیلی دوستت دارم. واقعاً افتخار می کنم از شما، از نوشته هایت.»

خاطرات پر رمز و راز و آموزنده اما عجیب!!!:

این خاطرات عین گفتار مرضیه خانم جهانخواه است. در مشروح این خاطره و نیز اصل و نتیجه بخش آخری خاطرات خانم جهانخواه ۷ نکته مهم و پنهان نهفته است شاید دوسه مورد آن برخی دوستان متوجه آن بشوند. به همین سبب این موارد را به عنوان «هفت نکته پنهان» در بخش پایانی؛ زینت مقاله می نماییم.
لطفاً با ظرافت و دقت اصل خاطرات مرضیه خانم را مطالعه بفرمایید:
«قربان شما پسر عموی عزیزم که اینقدر واقعاً جویای احوال ما می شوید. بخدا خیلی دوست دارم که از نزدیک ببینمت!. سلام خدمتت عرض می کنم. وقتی اسم مادرت یادم می آید به جیران آقا محمد خان فکر می کنم که دوتا شیر زن بودند هم جیران مادر شما هم جیران آقا محمد خان. آن چیز که آقای ثمین نوشته بخدا من اطلاع نداشتم که چطوری بوده؛ کی نوشته، کی اطلاعات به ایشان داده و من دیروز خواندم خیلی تعجب کردم و…
در خصوص اطلاعاتی که از من خواستید و سؤال نمودید شرحش چنین است:
من سال ۵۶-۵۵ دانشجوی معلمی رشتهٔ آموزگاری دانشسرای عشایری بودم. در کهمره نمره اول بودم. تمام شعرها، تمام کنفرانس های بزرگ همه به من می دادند می خواندم. جلو تمام ارتشیان ایران، جلو رئیس جمهور سودان، جلو گروهی از پزشکان پاکستان که به فارس آمده بودند، جلو یک گروهی که باز از آمریکا آمده بودند، که آقای بهمن بیگی این‌ها را حالا یا دعوت کرده بود یا خودشان آمده بودند تمام اینها فیلمش هست. اگر کسی در دبیرستان عشایری دنبال فیلمها باشد من در این فیلم‌ها هستم. این فیلم‌ها حتماً هست. در تمام این فیلم‌ها همه اش من توضیح دادم. برای رئیس جمهور، برای گروه پاکستانی، برای همهٔ مهمانان خارجی!. علتش هم این بود که چون نمی ترسیدم و نه هم اظطراب و استرس داشتم، خیلی هم ذوق می کردم که حتی دستگاههای بدن تشریح کردم جلو پزشکان پاکستانی که اصلاً مات مانده بودند. شعر آذربایجان برای تمام سران ارتشیان که یک روز آقای بهمن بیگی آنها را دعوت کرده بود به خود دبیرستان عشایری، تو سالن دبیرستان عشایری شیراز وقتی شعر آذربایجان وقتی خواندم درست ربع ساعت دست می دیدم که دست می زدند فقط!. خلاصه دختر عمویت حالا تعریف نباشد چیزی هست و بوده که همه دیدند. خیلی زرنگ بودم. خیلی دوست داشتم دبیرستان عشایری امتحان بدهم.
منتهی اینجا خیلی گله دارم از استاد و معلمم و عمو زاده پدرم آقای ملک محمد جهانخواه که پدرم را مجاب کرد [ به اتفاق هم مصلحت را در این دیدند که من معلم بشوم] به همین سبب نگذاشتند من دبیرستان عشایری امتحان بدهم. به بابام گفت بشه معلم پول زودتر بدست می آورد و از این چیزها! منتهی چون من بچه بودم نمی دانستم. هرچند که معلمی شغل بسیار عالی است از هر جهت! ولی خیلی دوست داشتم دبیرستان عشایری امتحان بدهم [مدارج عالی را طی نمایم و به دانشگاه بروم] نگذاشتند. سال ۵۶-۵۵ دانشسرا بودیم. بعد از یکسال فارغ التحصیلی خلاصه پست ما را روستای رچی انداخته بودند. آنجا ملا بهرام جروقی خدا رحمتش کند بسیار محبت بزرگی کرد و پست مرا انداخت کره بس!
[البته آقای ملک محمد جهانخواه طبق فرموده خودشان در این کار نیز دخیل بودند].
در کره بس سال اول خدمت آموزشی ام به عنوان آموزگار مشغول شدم. ملک محمد که مدیر آموزگار مدرسه بود خودش یک پایه برداشت و چهار پایه داد دست من که تازه کار بودم. ولی چنان درخشیدم که آقای بهمن بیگی همان سال در اردوی کهمره در دارنگون تشویق نامه به من داد بخاطر سال اول خدمتم که تدریس در چهار پایه را به عهده گرفتم…. خلاصه تشویق نامه گرفتم و خیلی خوشحال بودم. سال اول عالی درخشیدم و یک دانشسرایی و دبیرستانی دادم تحویل. ناصر برادر خودم دبیرستان عشایری قبول شد. عزیز قلی خوبیاری برادر جعفر دانشسرا قبول شد. این دو نفر قبولی زیر دست من سواد آموختند و به شغل رسیدند. سال دوم خدمتم ملک محمد خودش نبود و حکیمه شاهین دختر سرمست گذاشتند کره بس پیش من که باز خیلی درخشیدیم و خیلی خوب بود. سرانجام در سال ۵۷-۵۶ هم دیگه من ازدواج کردم و رفتم شوراب و آنجا هم به کار آموزگاری مشغول شدم و آنجا هم خوب بود و دیگر که انقلاب شد و دوسه سال هم که مدارس تعطیل بودند…
ناگفته نماند نمی دانم بشناسید یا نه؛ معلم دوران ابتدایی ام از کلاس اول تا سوم زیر دست آقای روستا که اهل کهگیلویه و بویراحمد بود درس خواندم. حتماً اسم ایشان را باید شنیده باشید و برایت تعریف کرده باشند.! البته دختر من تنها در مدرسه بودم. این هم برادرم خالق که الهی عاقبت بخیر بشود و در زندگی همیشه شاد باشد از بس همدیگر را دوست داشتیم گریه می کرد که مرضیه باید همراهم بیاید مدرسه! دیگه من هم مجبور می شدم بابام و دیگران می گفتند همراهش برو.! به همین سبب پای من به مدرسه باز شد و من به مدرسه و سواد دلبستگی پیدا کردم. آن زمان نمی گذاشتند دختر به مدرسه برود عیب می دانستند. به همراه خالق که مدرسه رفتم به اصطلاح شدم دانش آموز و درس خواندم و الا دختر نمی گذاشتند مدرسه برود. دیگه سال بعد ثریا دختر مشهدی فض الله آمد. مملکت دختر عمو کاکاخان آمد. من دانشسرا که سال ۵۴ امتحان دادم درجا قبول شدم. در امتحانات نهایی ذوالفقار شاهین اول بود، من دوم بودم. بعد که دانشسرا رفتیم من اول بودم. دوران بسیار خوبی بود واقعاً لذت بردیم. نتیجه اش هم دانش آموزان بسیار خوب و قدردانی بودند و هستند که واقعاً داریم. هر وقت مرا می دیدند واقعاً احترام می گذاشتند. خیلی ممنونم و تشکر می کنم از همهٔ آنها! و شما را هم خیلی دوست دارم و عندالله خیلی دوستت دارم که شما را از نزدیک ببینم. تشریف بیاورید سیاخ حتماً حضوری ببینمت.
خیلی از جانب ما به پدر و مادرت سلام برسان و از طرف ما احوال پرسی کن. بخدا می سپارمتان و انشاءالله که همیشه مؤفق باشید.»
خاطرات خانم معلم فرهیخته بسیار جالب و هیجان انگیز بود. یکی از حسن های زیبای این خاطرات این بود که مخاطب با لحنی صادقانه و با شور و شوق عین واقعیت آنگونه که بوده خاطرات خود را بیان نموده است.

نتیجه و لذت سواد در زندگی مرضیه:

در خاتمه خاطرات چه زیبا و مختصر سرکار خانم مرضیه جهانخواه با افتخار در چند جمله حاصل زحمات خود را بیان می کند:
«اولین زنی بودم که در کهمره معلم شدم.! اولین زنی بودم در کهمره که پشت ماشین نشستم.! اولین زنی بودم در کهمره تفنگ بدست گرفتم و در تیر اندازی در فارس اول شدم.!
تو مسابقه کوهنوردی هم اول شدم.! و همچنین خاطرات دیگری که به ذهن ندارم که کامل بیان نمایم…»
واقعاً همانگونه که آقای ملک محمد جهانخواه عنوان نموده:
«این دختر [مرضیه] در ظاهر زن بود اما جوهر مردانه در سطح بالا داشت.» بلی مرضیه دارای جوهر مردانه و زنی در لباس مردان بود. بر خوردهایی که در سالهای نوجوانی و دوران تحصیلات در دبیرستان با این شیر بانو داشتم، با وجود سن کم شیر زنی قهار و الگویی در بین فامیل همسر و فامیل جهان خواه شد. رفتارش و آداب معاشرتش همه بسان خوانین و کدخدایان بود. جای مرد؛ مرد بود و جای زن؛ هم زن و وظیفهٔ خودش را انجام می داد!.
اهل سیاست بود. نترس و شجاع و از هیچ مردی واهمه ای نداشت. اهل مطالعه و علاقهٔ وافری به بیوگرافی و سرگذشت افراد بزرگ داشت. همیشه چه در بین زنان و چه در مجلس مردان و آشنایان بسان یک کیخا و بزرگ نظر همگان را بخود جلب می نمود و همه پای صحبت‌های ایشان می نشستند. خیلی هم دست و دلباز بود. اگر فقیری و نیازمندی در فامیل مشکل و گرفتاری مالی داشت و به ایشان رو می زد با خوشحالی و چهره‌ای شاد برخورد می نمود و نیاز فرد را بر طرف می نمود. یکی از حسن های خوب مرضیه خانم بذله گویی و شوخ طبعی ایشان است. در هر مجلسی که حضور پیدا می کنند صفا و صمیمیت و آرامش وارد آن مجلس می کند. مرضیه خانم افتخاری برای فامیل صفر سینعلی، برای اولاد خانباز و علی باز و خوبیار و فامیل های وابسته به کره بس می باشد. طایفه جهانخواه به چنین فرزندی افتخار می کند. آقای حاج ولی خان غلامی جیحونی هم از طریقی خواهر زاده فامیل جهانخواه هست و ایشان هم مایه مباهات طایفه جهانخواه می باشد. مرضیه خانم یکی از ۹ نفر معلمان پیش کسوت تعلیمات عشایر قبل از انقلاب در کره بس می باشد که در بخش پایانی اشاره ای به نفرات آن دوران می شود.

هفت نکته مهم و پنهان:
در مصاحبه با مرضیه خانم در قسمت اصلی شاید بیش از هفت نکته مهم و شاهکار وجود داشته باشد که به ترتیب ذکر و توضیح داده می شود.

۱- مرضیه خانم در زمانی به برکت برادرش عبدالخالق پایش به مدرسه باز می شود و این باعث تحول بزرگی در زندگی اش رخ می دهد. از این بابت مدیون دکتر خالق است.

۲- ورود مرضیه خانم به مدرسه به عنوان  دختر سواد آموز در کوهمره در دبستان عشایری کره بس باعث می‌شود که سال بعد کم کم به مرور زمان دختران بیشتری به مدرسه عشایری کره بس بیایند و سواد و معرفت بیاموزند از این بابت دختران باسواد فامیل مدیون مرضیه هستند. بنابراین مرضیه خانم پیش گام سواد آموزی دختران فامیل و کل طایفه جهان خواه در کره بس می باشد.

۳- از اینکه از ملک محمد جهانخواه گلایه نموده که مانع ایشان می شود که به دبیرستان عشایری راه یابد و پدرش را مجبور می کند که مرضیه معلم بشود درست است؛ اما چند نکته مهم در آن است. ملک محمد جهانخواه در مراسم با شکوه عروسی ۶ آبان ۱۴۰۰ در چشمهٔ سرخون ماصرم راجع به گلایه مرضیه خانم از ایشان فرمود: «کاملأ درست گفته و حق با ایشان است و شاید متوجه تصمیم من نشده است. علتش این بود که وضعیت مالی تمام خانوارهای فامیل آن زمان خیلی خوب نبود حتی خانواده پدرم هم وضع چندان مرفه ای نداشت و خانواده عمو غضنفر با اینکه اسم و رسم داشتند اما از نظر مالی مشکلاتی بدتر از خانواده پدرم و برخی فامیل داشتند به همین سبب با عمو غضنفر مشورت کردم و تشخیص دادیم مرضیه معلم بشود بهتر است تا به تنهایی ادامه تحصیل بدهد. خواهر ایشان هم همسر برادرم بود به هرحال تعصب داشتم که یک دختر یتیم برود دبیرستان عشایری شیراز ادامه تحصیل بدهد. شاید برخی ها ندانند من از سر دلسوزی این پیشنهاد را دادم…»

۴- کار شگفت آقای ملک محمد جهانخواه که دل به دریا زد و با جرأت و شهامت در گرفتن کارنامه برای مرضیه و ثبت نام ایشان به اسم خواهرش که باعث گردید که مرضیه بتواند ادامه تحصیل دهد و معلم بشود. این کار و تدبیر خودش یک کار بسیار بزرگی بوده و ستودنی است.

۵- مرضیه طبق فرموده خودش استعداد و توانایی و لیاقت ادامه‌ی تحصیل در دبیرستان عشایری شیراز را داشت که ادامه دهد و به دانشگاه راه یابد زیرا در کار آموزگاری در تدریس چهار پایه عالی درخشید و از پدر فرهنگ عشایر زنده یاد بهمن بیگی تشویق نامه دریافت نمود. اگر مرضیه به دانشگاه راه یافته بود یک اعجوبه‌ای برای کره بس و کهمره می شد که کسی باور نمی کرد.

۶- مرضیه دونفر کارمند شاخص به شغل رساند یکی عزیز قلی خوبیاری که از بهترین آموزگاران بود و سپس برادرش عبدالناصر جهانخواه که امروزه استاد دانشگاه و دارای چندین منصب شغلی می باشد. علاوه بر این دونفر نفرات بسیاری از مدارس مختلف به مدارج و ترقی رساند.

۷- مرضیه جهانخواه در حال حاضر یک اعجوبه ای برای فامیل شوهر و پدرش شده است. دختر خانمی که در امر سواد آموزی و کار آموزگاری همیشه با مؤفقیت عمل نموده است. در دانشسرا خوش درخشیده، در کره بس خوش درخشیده، در شوراب خوش درخشیده و در همه جا در تیراندازی، در سوارکاری با اسب، در تیراندازی، در کوهنوردی وووو…. همه جا سرافراز از آب در آمده است.
مهمترین نکته:
شاید کسی باورش نباشد که مرضیه خانم چقدر با مشکلات عاطفی در زندگی دسته و پنجه نرم نموده است!. ایشان در سن ۱۱سالگی از نعمت پر مهر مادر محروم می شود. سال ۵۱ مادر خود را از دست می دهد و مادرش به علت بیماری فوت می کند.
برادران و خواهران او همه در صغر سن بودند. پس مرضیه خانم معلوم می شود که یک اعجوبه و مغز متفکر فامیل بوده است که با نبود مادر این همه پیشرفت در زندگی و کار داشته است. پس مرضیه خانم امروزه یک الگوی بارز و فراموش نشده برای نسل جوان فامیل به حساب می آیند.

آموزگاران پیش کسوت تعلیمات عشایر از کره بس:

اولین معلم طایفه جهان خواه آقای ملک محمد جهانخواه، دومین صفر خوبیاری، سومین زمان الله فضلی، چهارمین ساری جهانخواه، پنجمین مرضیه جهانخواه، ششمین غلامحسن احمدی، هفتمین زنده یاد بهروز [سیروس] خوبیاری و هشتمین عبادالله جهانخواه.
البته طبق فرموده صفر خوبیاری چند تن از این عزیزان هم دوره و باهم بوده اند. عباد و غلامحسن و سیروس مربوط به یک دوره دانشسرای عشایری بوده اند. زیر بنای دانش تمام تحصیلکرده های نسل گذشته فامیل کره بس و برخی جوانان فامیل؛ بعد از انقلاب مدیون این نه نفر آموزگار عشایری تعلیم دیدهٔ مکتب زنده یاد محمد بهمن بیگی می باشند.

۹ نفر آموزگار پیش کسوت:
مشهدی غلامحسن احمدی در مورد ترتیب فرهنگیان پیش کسوت فامیل و طایفه جهانخواه، منظور معلمان عشایری کره بس اطلاعات دقیق تری دارد و جهت اطلاع نگارنده در این خصوص نه نفر را به ترتیب نام می برد و می نویسد:
«سلام.
– اولین معلم: آقای جهانخواه [ملک محمد].

– دومین: دوره ۱۷ آقای حاج صفر خوبیاری.

– سومین و چهارمین: دوره ۱۸ حاج زمان الله فضلی و ساری جهانخواه.

– پنجمین: دوره ۱۹ خانم [مرضیه] جهانخواه.

– ششمین: دوره ۲۰ غلامحسن احمدی.

– هفتمین، هشتمین و نهمین: دوره ۲۲ مرحوم سیروس [بهروز] خوبیاری، عباد جهانخواه، عزیز قلی (عوض خوبیاری) دوره ۲۲ بودند.»
به استثنای نگارنده تمام تحصیلکرده های طایفه و فامیل جهان خواه مدیون این بزرگواران می باشند که با نام و یاد آنها این نوشته را متبرک نمودیم. اولین افراد طایفه جهان خواه از روستای کره بس فعلی که در آموختن سواد پیشگام شدند چهارتن بودند: آقایان حاج عباس خوبیاری، ملک محمد جهانخواه، مهندس میرزاحسین شفیعی و حاج عبدالرسول جهانخواه. این چهار نفر در بین اهالی منطقه و بزرگان به عنوان چهار نفر کله و شخصیت برجسته و پیشگام در آموختن دانش و معرفت در بین سواد آموزان فامیل از آنها یاد می نمودند. به هرحال این عزیزان به عنوان شاگردان مکتب بهمن بیگی الگوی فامیل و بسیاری از اهالی دانش دوست منطقه بودند.
اینجانب مدیون آموزگاران عشایری طایفه شاهین هستم که در دبستان عشایری بنگر به ما دانش و معرفت آموختند. بد نیست یادی از آنها بشود. معلم پایه اول ابتدائی ام محمود شاهین، پایه های دوم، سوم، چهارم تا پنجم سرتیپ [محسن] شاهین که همگی از طایفه شاهین بودند. ناگفته نماند مدتی هم بصورت خود مختار و مستم آزاد در دبستان عشایری کره بس به ترتیب زیر دست آقایان جهانخواه بزرگ، حاج صفر خوبیاری و حاج زمان الله فضلی یک سری مطالب آموختم و به ذهن دارم. در مدرسه بنگر هم مؤقتأ زیر دست حکیمه شاهین، لشکر شاهین و حاجی محمد شاهین مطالب خوبی آموختم. در ملاقاتی که با استاد محمد خان بهمن بیگی داشتم گفت معلمان ابتدائی آن را نام ببرید؟! حضرات شاهین را نام بردم. گفت بلی می شناسم، اینها شاگردان خودم هستند و بچه های سردار دهنوکی می باشند.
اکنون اینجانب یک فرهنگی در کسوت حرفه آموزگاری هستم. برخی دوستان غریبه و بومی منطقه که نوشته هایم را در فضای مجازی و برخی جراید دیده اند و مطالعه می کنند بنده را استاد خطاب می کنند که از نظر خودم کار پسندیده‌ای نیست. از نظر دید و عقیدهٔ خودم این لقب را توهین به بزرگان و معلمانم می دانم زیرا بنده هنوز به درجهٔ استادی نرسیده ام. به دوستان گفته ام چه افتخاری بهتر از این برای من می باشد که بنده را معلم یا آموزگار کودکان استثنایی خطاب کنید که بالاترین درجه و افتخار شغلی و کار فرهنگی برای اینجانب می باشد.
از عبدالله شهبازی بیاموزیم که با طی کردن بالاترین مدارج علمی در تاریخ معاصر و تاریخ سیاسی روز جهان و با حجم انبوه نوشته‌های بسیاری که دارد اگر او را دکتر خطاب کنیم شکست نفسی می کند و راضی نیست و همیشه تأکید دارد که کلمهٔ دکتر در مورد ایشان بکار نبریم. شاید علتش این باشد: زیرا دانشگاه آزاد بصورت فله ای مدارک دکترا صادر نموده و بسیاری افراد همه جوری به عنوان دکترا از دانشگاه آزاد فارغ‌التحصیل شده اند. امروزه افراد بسیاری در سطح لیسانس و فوق لیسانس و دکترا در همه جا و در خیلی مشاغل منصوب هستند اما برخی ها در زمینه نگارشی اندازه یک آموزگار و فرهنگی پیش کسوت قدرت نگارش یک مقالهٔ جامع و کامل و علمی و پر مفهوم را ندارند. پس عزیزان فرهنگی آموزش و پرورش مادر تمام ارگان‌ها است و قدر خود را بدانید.
این مقاله در اوصاف خانم مرضیه جهانخواه نگارش گردیده است. ایشان به عنوان یک آموزگار مؤفق بسیاری از محاسن عملکرد خود؛ از نظر فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و هنری را به صورت مختصر برشمردند. البته هر معلمی در انجام وظایف و فعالیتهای مختلف فرهنگی و آموزشی شاید معایبی هم داشته باشد که چنانچه محاسن عملکرد او بیشتر باشد معایب چندان مطرح نیست و به چشم نمی آید و می توان به عنوان یک فرد مؤفق از آن فرد یاد نمود. به هر روی و به همین سبب همهٔ ما فرهنگیان دارای محاسن کاملی شاید نباشیم. چون معلم شدن و کار معلمی بسیار سخت است و کار و حرفهٔ همه‌ نوع افراد نیست. در انگلستان گزینش معلم و پزشک کار بسیار مشکلی است. بهمن بیگی در گزینش معلم بسیار سختگیرانه عمل می نمود. از همین جهت بدون شک شاید از نظر قضاوت در نحوهٔ فعالیت معلمان از دید برخی ها معایبی هم به نظر بیاید و دیده شود. به هرحال انجام فعالیت در هر شغلی دارای محاسن کامل نمی تواند باشد و این یک امر طبیعی است.
بنابراین سمت معلمی و آموزگاری بالاترین درجه افتخار برای هر معلمی است. معلم خوب کسی است که خلاق باشد و شاگردان خوب تربیت کند.
قدر معلمان گذشته را بدانیم و به نیکی از آنها یاد کنیم.
سبز باشید و سربلند.

تهیه و تنظیم، نگارش و ویرایش:

اسماعیل جهانخواه
آموزگار استثنایی آموزش و پرورش ارژن
۱۴۰۰/۸/۷

 

گالری تصاویر:

 

marzye jahankhah5marzye jahankhah3marzye jahankhah4marzye jahankhah6marzye jahankhah7marzye jahankhah1اسماییل جهانخواه

نویسنده اسماییل جهانخواه

2.7 6 رای ها
امتیازدهی روی ستاره های زیر کلیک کنید
محسن جبارزاده
آرامشم حاصل تلاشم - انرژی مثبت دوستان و خانواده است هر جا قدمی بر میدارم تغییری مثبت را شروع میکنم . تا هستم مفید خواهم بود . روانشناسی را بهترین رشته دنیا میدونم
3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x